علي اصغر شدن محمد طه در عاشورا و تاسوعا
سلام پسر عزيزم مي دونم كه خيلي با تأخير اومدم اين پست رو بذارم، آخه عشق من دو تا علت داره يكي اينكه چند وقتي هست كه سخت در گير مريضي شما هستيم گوشت عفونت كرده و مدتيه كه همش ميريم دكتر، دوم اينكه سر ماماني حسابي شلوغه تو اداره كه درگير كارا هستم خونه هم كه مييام دوست دارم بيشتر با شما و بابايي باشم .. حالا بگذريم بريم سراغ محرم و عاشورا و تاسوعايي كه گذشت: محمدطهي عزيزم گل خوشبوي مامان؛ عاشورا و تاسوعا قرار بود بريم آمل ولي به اين خاطر كه شما مريض بودي و من هم چشمم رو عمل لازك كرده بودم نشد كه بريم البته بابا رضا رفت آمل و من و شما خونه بوديم و مامان زهره اينا اومدن پيش ما اينم بگم كه ت...









